خرید بک لینک

صدای پایش را میشنوی؟
خوب گوش کن.... گویی برای آمدن عجله دارد...
نگاه کن...
تب و تاب تابستان را برده...
از طراوت بهار هم دیگر خبری نیست...
بو بکش...
میبینی بوی بیکسیهایش هنوز نیامده به مشام میرسد..
دیگر وقتش رسیده...
زمان آن که بیایی...
نمیبینی پاییز با تمام قوا آمده و من دست خالیام.. ؟!؟
نمیدانی باید دوستت دارمهایم را پابهپای برگهای پاییزی سنجاق کنم به موهایت؟!؟
نمیشنوی صدای غربت دلم را؟!؟
حس نمیکنی جای خالیام در کنارت را؟!؟
نگاه کن دستانم بدون دستانت یخزده است.
میدانی فصلها هم دست به یکی کردهاند و نبودنت را فهمیدهاند.
نمیخواهی بیایی؟!؟
اگر نیایی چهکنم؟!؟
با غم پاییز چه کنم؟!
با بارشهای بیامانش..
با ماتمکده قلبم...
با غروب،های جمعهاش...
پاییز دارد میرسد و من میترسم...
انار نیستم که شاید به دستت برسم... همانند برگم... پر از ترس افتادن در نبودت..
کاش بیایی....
کاش.....

برچسب: نویسنده: نوید باقری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 13:46

صفحه بندی